
عدم مهارت کودکان در تنظیم هیجانات چیزی است که در قصه در مورد داد نزدن و گریه نکردن خود را نشان میدهد. کودکان با قصه قناری میتونه آروم حرف بزنه یاد میگیرند تسلط و کنترل بیشتری بر احساسات خود داشته باشند. در واقع این قصه برای آموزش ابراز درست احساس خشم نگاشته شده است. در این قصه بچه یاد میگیرند اگر خواسته ای داشتند و یا عصبانی بودند، آرام آن را بیان کنند نه با گریه و فریاد کشیدن.

نویسنده: دکتر رضا ریحانی | درمانگر مجاز آیسفت کانادا

قصه ویژه کودکان 4 تا 9 سال
فایل پی دی اف (pdf) قصه قناری میتونه آروم حرف بزنه:
قصه کودکانه برای داد نزدن و گریه نکردن
زمستان از راه رسیده بود. جنگل با همه درختانش سفید سفید شده بود. همه پرنده ها با هم قرار گذاشته بودند تا به یک جای گرم تر سفر کنند. پرستوها، طوطی ها، کلاغ ها، قناری ها و همه پرنده ها قرار گذاشتن تا فردا به صورت دسته جمعی سفر کنند. « پیتر» که یک قناری کوچولو بود خیلی هیجان داشت. این اولین بار بود که میخواست با دوستانش سفر کند.

فردا از راه رسید. همه پرندگان با هم شروع به پرواز کردند. آنها پر زدند و پر زدند تا به یک جنگل سرسبز رسیدند. کلاغ ها که به شدت خسته شده بودند گفتند:« دوستان! ما همینجا میمونیم.». بقیه پرنده ها گفتند:« جای بهتری میشناسیم. ما اونجا میریم.».
8 قصه فوق العاده اثربخش برای آموزش کنترل خشم به زبانی ساده به کودکان 3 و نیم تا 9 ساله. برای دانلود این مجموعه از قصه ها لطفا اینجا کلیک کنید.
اما پیتر این جنگل سرسبز را دوست داشت. از پدر و مادرش اجازه گرفت تا همراه کلاغ ها در انجا بماند. پدر و مادر پیتر که میدانستند او خیلی کوچک است و بیشتر از این نمیتواند پرواز کند، و میتوانستند هر روز به او سر بزنند، اجازه دادند که آنجا بماند.

پیتر پیش کلاغ ها ماند. او دوست داشت حرف زدن یاد بگیرد، برای همین به صحبت های آنها خیلی دقت میکرد. یکی از دوستان پیتر گرسته بود و غذا میخواست. برای همین، به مادرش نگاه کرد و با صدای بلند داد زد و گفت:« قااار قاااااار غذاااا قاار!». سپس، مادر برایش غذا آورد. پیتر فهمید که اگر چیزی میخواهد باید با صدای بلند به بقیه بگوید.

یک روز، پیتر با دوستانش در حال بازی بود که یکی از بچه ها زخمی شد. انگار دوستش او را هل داده بود و او محکم به زمین خورده بود. کلاغ کوچولو خیلی عصبی شد. روی پاهایش ایستاد و به چشم های دوستش نگاه کرد، کریه کرد و با عصبانیت گفت:« قااااار پاااامو قااااار داغوووون قار قااار!». دوستش ناراحت شد و عصبی، اما عذرخواهی کرد. پیتر فهمید که وقتی عصبانی است باید با صدای بلند حرف بزند.
پیتر یاد گرفته بود که اگر چیزی خواست و یا عصبانی شد، باید داد بزند و گریه کند تا بقیه به او توجه کنند. او داشت صبحانه میخورد که ناگهان پدر و مادرش آمدند. خیلی خوشحال شد. پدر و مادرش را بغل کرد و بوسید. دل پیتر برای توپ قشنگش تنگ شده بود و آن را میخواست، برای همین با صدای بلند داد زد:« قااار تووووپ من قااااار!». اما پدر و مادرش به او توجهی نکردند.

پیتر خیلی عصبانی شد. گریه کرد و با صدای بلند داد زد و گفت:« قااار مگهههه من قااااار نگفتم توووپ میخوامممم قااار قار؟». اما پدر و مادر پیتر خیلی ناراحت شدند. پدر گفت:« پسرم! اگه چیزی میخوای ی عصبانی هستی باید با صدای آروم به من و مامان بگی. اینطور که داد میزنی و گریه میکنی، چیزی نمیفهمیم و تو عصبانی تر میشی.». پیتر تعجب کرد و گفت:« یعنی چطوری باید بگم؟».
مادر گفت:« تو توپت رو خیلی دوست داری و الان دلت تنگ شده و اونو میخوای. پس باید هیمنا رو بگی. مثلا بگو: مامان خیلی دلم توچمو میخوادو میشه توپمم برام بیارید؟». پیتر خیلی گیج شده بود و گفت:« پس چرا کلاغ ها داد و بیدار میکنند و گریه میکنند؟». پدر جواب داد:« شاید اونا نتونن خوب حرف بزنن. اما تو که بلدی، بهتره بدون داد و گریه بگی چی میخوای تا بتونیم بهت کمک کنیم».
پیتر تازه فهمید که میشود قشنگ تر هم حرف زد. برای همین از پدر و مادرش خواست تا او را به جنگل خودشان ببرند که هر روز بهتر و بهتر از قبل بتواند حرف بزند، نه اینکه داد بزند و گریه کند.
فایل صوتی قصه قناری میتونه آروم حرف بزنه:
فکر میکنیم قصه های زیر مورد علاقه شما و کودکتان باشد:
قصه چشم های مورچه خوار جوان میمونه برای ترغیب کودکان به بازی نکردن بیش از حد با گوشی
قصه بچه فیل و سن خدا برای پاسخ قانع کننده به سوال کودکانه « خدا چند سالشه؟»
قصه حلزون و لوبیای سحرآمیز گمشده برای اینکه کودکان بگیرند برای موفقیت باید هوشمندانه کنند
قصه یک اتاق خواب قشنگ برای اینکه کودکان در اتاق خواب خود بخوابند