مهارت دفاع از حق خود در دل خانواده ای که کودک در آن رشد می کند، شکل گرفته و ارتقا می یابد. در این راستا بهتر است به فرزند خود اجازه اظهارنظر و ابراز وجود را بدهیم. به جز این موارد، کلی راهکارهای تربیتی مفید است که می توانید از طریق خرید پکیج « شناسایی هوش و استعداد کودک و اعتماد به نفس مطلوب» آن ها را اجرا کنید. برای خرید این پکیج، نظرتان را در پایین قصه بنویسید تا مشاوره رایگان جهت خرید پکیج را دریافت کنید. « قصه موشی از خودش دفاع میکنه »، زیباترین و آموزنده ترین قصه درباره دفاع از حق خود در مدرسه است.

نویسنده: دکتر رضا ریحانی | درمانگر مجاز ICEEFT کانادا

ویژه کودکان 4 تا 9 سال
در یک جنگل زیبا، موش کوچولویی به نام ” سیمون” زندگی می کرد. او عاشق ساز دهنی بود. خیلی خوب می تونست با هرچیزی یک صدای قشنگ تولید کنه. سیمون خیلی قشنگ آهنگ می زد. او عاشق این کار بود. برای همین مامانش یک ساز دهنی زیبا براش خریده بود. سیمون همیشه ساز دهنی همراهش بود و هرجا که بیکار می شد، شروع می کرد به آهنگ زدن. و بقیه حیوانات از صدای آهنگ سیمون کیف می کردند.

سیمون انقدر عاشق ساز دهنی بود که حتی اون رو به مدرسه هم می برد. یه روز که سیمون در زنگ تفریح مشغول ساز زدن بود، دید که بعضی بچه ها دارن یکی از دانش آموزان رو اذیت می کنند. اول خیلی ناراحت شد. بعد ساز دهنی رو از دهنش بیرون اورد و با خودش فکر کرد:” وای! اگه یکی بخواد منو اذیت کنه چکار باید بکنم؟ من خیلی هم کوچولوترم از بقیه. حتی قدّم به زانوی شیر هم نمیرسه. چطوری باید از خودم دفاع کنم؟”. سیمون در همین فکرها بود که خیلی ناراحت شد. ساز دهنیشو برداشت و یه آهنگ غمگین زد.
وقتی مدرسه تعطیل شد، سیمون در راه مدرسه به این فکر می کرد که چطور میتونه از خودش دفاع کنه. او در این فکر بود که یهو دید پشت درِ خونشونه. سیمون هنوز ناراحت بود. تا اینکه مامانش گفت:” سلام سیمونم. حالت خوبه؟ مدرسه چطور بود امروز؟”. سیمون به مامانش گفت:” ناراحتم. امروز بچه ها یکیو اذیت کردن و اون طفلکم خیلی ناراحت شد. منم ناراحت شدم!”. مامان گفت:” خب، اون بچه چکار کرد؟”. سیمون سرش رو پایین انداخت و گفت:” هیچی! هیچ کاری نکرد. حتی سرش رو هم بالا نگرفت. فقط به زمین نگاه می کرد.”.

مامان از شنیدنِ اینکه یکی اذیت شده ناراحت شد، بعد گفت:” چقد بد. واقعا ناراحت شدم پسرم. اما حتی سرشم بالا نگرفته. به نظرت چرا؟”. سیمون دستشو زیر چونش گذاشت و فکر کرد و بعد گفت:” خوب معلومه دیگه. چون خیلی کوچولو و لاغر بود. واسه همین هیچ کاری نتونسته بکنه!”. بعد سیمون سرش رو پایین انداخت و ادامه داد و گفت:” مثل من! منم خیلی کوچولویم!”. مامان کنار سیمون نشست و گفت:” هیچ بچه ای توی مدرسه تنها نیست. مدیر، ناظم ها و معلم ها همه مراقب بچه ها هستن. پس تو، تنها نیستی!”. سیمون گفت:” یعنی چی مامان؟”.
مامان لبخندی زد و گفت:” یعنی اگه کسی خواست اذیتت کنه، یا نوبت تو رو رعایت نکنه، میتونی از مدیر و ناظم و یا معلمتون کمک بگیری!”. سیمون کمی خوش حال شد و گفت:” چطوری باید این کارو بکنم؟”. مامان گفت:” عزیزم! من قبول دارم که تو از بقیه کوچولوتری، اما خیلی خوب ساز می زنی. همه عاشق سازهای تو هستن. همیشه یادت باشه که چقدر توی ساز زدن قوی هستی. تو این کارو عالی انجام میدی. کافیه خودتو همین طور که هستی قبول داشته باشی. بعد اگه یه نفر خواست اذیتت کنه، سرتو بالا بگیر. به چشماش خوب نگاه کن. و بعد بلند بهش بگو ” اگه بخوای اذیتم کنی، یا نوبتمو رعایت نکنی، میرم و به مدیر میگم تا به مامان بابات زنگ بزنن.”.
سیمون خوش حالتر شد و گفت:” اوه چه راه خوبی! آره من توی مدرسه تنها نیستم. مدیر و ناظم و معلما هم هستن!”. اما یکم بعد ناراحت شد و پرسید:” خب، اگه بیرون از مدرسه دعوام کنن چی؟”. مامان گفت:” اگه توی مدرسه همون طور که گفتم باشی و بهشون جواب بدی، نمی تونن کاری بکنن. فقط یادت باشه، دوستای خوبی انتخاب کنی!”. سیمون پرسید:” دوستای خوب؟”. مامان گفت:” آره سیمونم! یعنی با کسایی دوست شو که مودبن، و وقتی کنارشون هستی خیلی حالت خوبه!”. سیمون از مادرش تشکر کرد و دوباره ساز دهنیشو برداشت و شروع کرد به ساز زدن. حالا او آهنگ شاد می زد.

فردا وقتی مدرسه رفت، سیمون بچه ها رو خوب نگاه کرد و تا بتونه دوستای خوب انتخاب کنه. او داشت با دقت نگاه می کرد که خوکی اومد و گفت:” سازتو بده من! اونو دوست دارم. مال منه!”. سیمون با خودش فکر کرد:” من می تونم از خودم دفاع کنم” و بعد سرشو بالا گرفت و خیلی جدی به چشمای خوکی نگاه کرد و گفت :” ساز ماله منه! اما اگه همین الان از اینجا نری، مجبور میشم به مدیر بگم تا زنگ بزنن مامان بابات بیان. بعد اون وقت ممکنه دعوات کنن! پس برو!”. خوکی با شنیدن حرفای سیمون ترسید و رفت. و دوباره، سیمون شروع کرد به ساز زدن. صدای ساز شاد سیمون همه مدرسه رو پر کرده بود.
داستان خیلی عالی واموزنده بود،،پسرم خیلی خوشش اومد ممنون❤
خوشحالم که تونستم رضایتتون رو جلب کنم!
داستان ها بسیار خوب ه ستند و میشه ازشون در جلسات درمانی استفاده کرد
متشکرم!