کودکان با « قصه در مورد تماشای زیاد انیمیشن » یاد می گیرند که بازی زیاد با گوشی و یا تماشای زیاد انیمیشن موجب می شود مغز آن ها بخش زیادی از انرژی خود را از دست داده و خلاقیت شان برای یافتن راه های جدید و حل مساله کاهش یابد. در واقع، قصه « مغز تام تنبل شده » به کودکان یاد می دهد که به اندازه برنامه کودک تماشا کنند.

نویسنده: دکتر رضا ریحانی | درمانگر مجاز ICEEFT کانادا

ویژه کودکان 4 تا 9 سال
در یک جنگل بزرگ، بچه خرگوشی به اسم « تام » زندگی می کرد. تام بچه باهوش و زرنگی بود. همه حیوانات جنگل دوست داشتند مثل تام باهوش باشند. هر وقت برای یکی از بچه های جنگل مشکلی پیش می آمد از تام کمک می گرفت. پدر و مادر تام به او افتخار می کردند. تا اینکه یک روز در جنگل اتفاق جدیدی افتاد. سلطان جنگل برای تشکر از کمک های تام به او یک تبلت جایزه داد. یک تبلت بزرگ و قشنگ.
تام از سلطان جنگل تشکر کرد و بعد مشغول بررسی تبلت شد. تام که باهوش بود، خیلی سریع کار با تبلت را یاد گرفت. او یک قسمتی از تبلت را پیدا کرد که در آن برنامه های جالب و جذابی پخش می شد. تام دراز کشید و تبلت را در دستانش گرفت و یک انیمیشن جالب باز کرد و آن را تماشا کرد. تام بیشتر از همیشه عاشق انیمیشن شد. همان طور که انیمیشن را نگاه می کرد، به فکر برنامه بعدی بود. اما بچه های جنگل در حال بازی و گشتن در طبیعت بودند.
بالاخره انیمیشن تمام شد. تام فورا یک برنامه دیگر انتخاب کرد و به تماشا مشغول شد. در این زمان، بچه موش کور گرسنه بود و دنبال غذا می گشت. چون جایی را نمی دید پیش تام آمد تا از او کمک بگیرد. بچه موش کور گفت:« خیلی گرسنمه. میشه مثل همیشه کمک کنی تا غذا پیدا کنم؟!». اما تام که اصلا دلش نمی خواست از جلوی صفحه تبلت تکان بخورد گفت:« من بلد نیستم. خودت انجامش بده.». بچه موش کور ناراحت شد و فکر کرد. با خودش گفت:« درسته چشمام نمی بینه، اما دماغم خیلی خوب کار می کنه. پس خیلی با دقت به بوها توجه می کنم!».
بچه موش کور همه حواسش را جمع کرد و بوی غذا را حس کرد. بعد دنبال بوی غذا رفت و یک عالمه شکمش را سیر کرد. کمی بعد، بچه خرسی به یک مشکل جدید بر خورد. پیش تام رفت تا از او کمک بگیرد. وقتی به تام رسید، دید که او در حال تماشای انیمیشن است. به او گفت:« تام! یک کندو رو دیدم که خیلی بزرگه. اما روی یک درخته خیلی بلندیه. میشه کمکم کنی تا کندو رو بتونم بردارم؟». تام که باز هم مشغول تماشای انیمیشن بود گفت:« من نمیدونم. خودت انجامش بده.» و بعد با دقت به صفحه تبلتش خیره شد.
بچه خرسی ناراحت شد. او کنار درخت بلند رفت و فکر کرد. تا اینکه یک فکر خوب به ذهنش رسید:« چند تا چوب سفت رو محکم به هم گره میزنم و کندو رو میندازم پایین!». این خیلی فکر خوبی بود و بچه خرسی توانست کندو را پایین بیاورد. اما همچنان تام در حال تماشای انیمیشن بود. روزها گذشت و گذشت و تام ساعت ها به تماشای انیمیشن سرگرم بود. تا اینکه یک روز، تبلت داغ کرد و خراب شد. خیلی وقت بود که تام بازی نکرده بود و در جنگل قدم نزده بود. او به تبلت و تماشای انیمیشن عادت کرده بود. برای همین، الان که تبلت خراب شده بود خیلی عصبی بود.
تام با بی حوصلگی در جنگل راه می رفتو خیلی ناراحت بود. تا اینکه چشمش به یک تبلت قشنگ افتاد که آن طرف رودخانه بزرگ بود. او فکر می کرد هنوز هم باهوش است. نشست و فکر کرد تا چطور می تواند تبلت را از آن طرف رودخانه بزرگ بردارد. اما هر چقدر فکر می کرد، هیچ راه حلی پیدا نمی کرد. تا اینکه بچه خرسی را دید. پیش او رفت و گفت:« بچه خرسی! یه تبلت اون طرف رودخونه ست. چطوری برم برش دارم.». بچه خرسی که به جای بازی با تبلت و تماشای انیمیشن، با بقیه و اسباب بازی هایش بازی کرده بود، مغزش بهتر کار می کرد.
او فکر کرد و فکر کرد تا اینکه یک فکر خوب به سرش زد. او به تام چیزی نگفت و رفت یک قایق چوبی محکم درست کرد. و بعد، دوتا چوب بزرگ هم برداشت و وارد رودخانه شد. بچه خرسی پارو زد و پارو زد تا به آن طرف رودخانه بزرگ رسید. او تبلت را برداشت و دوباره سوار قایق شد. بچه خرسی خیلی خوشحال شد. وقتی به آن طرف رودخانه رسید، تام گفت:« مرسی، بدش به من!». بچه خرسی گفت:« خودم فکر کردم و برداشتمش، مال خودمه!». تام خیلی ناراحت شد، بعد یادش آمد که تماشای زیاد انیمیشن و بازی با تبلت باعث شده بود که دیگر باهوش نباشد. برای همین به دوستش گفت:« پس زیاد با تبلت بازی نکن، وگرنه مغز توام مثل مغز من تنبل می شه و دیگه نمی تونی مشکلات خودتو حل کنی!».
سوالاتی که در پایان قصه می پرسید، اثربخشی قصه را افزایش می دهد. نبوغ خفته پیشنهاد می کند در پایان قصه این سوالات را از فرزندتان بپرسید: « چرا تام به موش کور و خرسی کمک نکرد؟»، « چی شده بود که مغز تام تنبل شده بود؟»، « شما چقدر با گوشی بازی می کنید و فیلم نگاه می کنید؟».
قصه بالا یک قصه در مورد تماشای زیاد انیمیشن بود که تمام شد. اما پیشنهاد می کنیم قصه های «رازهای خانواده رو نگیم برای حفظ رازهای خانوادگی»، «گربه کوچولو حلش می کنه برای آموزش حل مسئله به کودکان»، «گنجینه الماس برای کاهش و از بین حس حسادت در کودکان» و «بره زیبا و سطل های رنگ برای استفاده نکردن کودکان از لوازم آرایشی» را نیز بخوانید.
خیلی ممنونم مطالب عالی بود🙏🌺
خواهش میکنم عزیز